عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

102

رساله بيخ چينى ( فارسى )

احتراز كند و بسبب آن حاجت تفصيل ندارد - چهاردهم آنكه احتراز كنند از مباشرت مطلقا و سبب آن نيز معلوم است - پانزدهم از اعراض نفسانى مثل غم و هم و غضب محترز باشند و امرى كه مفضى بيكى ازينها باشد مثل غضب در بعض احوال و وجه آن بر بصير مخفى و مستور نيست - شانزدهم از حركات عنيفه مجملا و از جميع چيزهاى كه حافظ صحت آنها را مىبايد مرعى دارد شارب اين دوا را نيز مىبايد كه آنها را مرعى دارد - هفدهم خشك كردن بيخ جوشانيده است و آن‌چنان است كه در سايه خشك كنند و رطوبت او را بالكليه نشف كنند تا از تعفن محفوظ باشد و اگر زمستان يا هوائى نمناك باشد بآفتاب يا حرارت آتش ملائم خشك كنند و در كيسه يا در كاغذى كنند و بران بنويسند كه بيخ روز فلان تا بيست روز در روز بيست و يكم از سر گيرد اول بيخ جوشانده روز اول و روز چهلم بيخ جوشانيده روز بيستم هيزدهم اين بيخهاى دوباره جوشانيده را بدستور مذكور خشك سازند و حاجت آن نيست كه مفرد باشد بلكه همه را يك جا با هم مىتوانند كرد - اما در خشك كردن مبالغه بايد كرد نوزدهم آن است كه ازين بيخ حلوا بپزند يا داخل زفت نموده بر سر اقرع نهند يا خشك كرده بر جراحت افشانند - بيستم آنكه وقت خوردن و عرق كردن تغير جامه نكنند و بحمام نروند جهت آنكه در بخارى كه بيرون بدن تاثير كرده قوتى ازو در بدن و جامه مىماند كه از دوام ملاقات تاثير عظيم حاصل مىشود و اگر اين شسته شود اثر آن باطل مىگردد و رطوبات بدنى را بواسطهء طول تاثير قوت و حرارت غريزى را تاثيرى هست كه كمتر از تاثير قوت دوا نيست و ازين است كه تا به حدى مبالغه نموده‌اند كه دست و روى را به آب خالص نشويند بيست و يكم آنكه بدن از هواى سرد نگهدارند خاصه در زمانى